
علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل
در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، چهرههایی هستند که لبخند میزنند، کتاب میخوانند و از فلسفه و منطق سخن میگویند، اما در واقع ستونفقرات دستگاه سرکوباند.

در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، چهرههایی هستند که لبخند میزنند، کتاب میخوانند و از فلسفه و منطق سخن میگویند، اما در واقع ستونفقرات دستگاه سرکوباند.

سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی در قبال هنرمندان مهاجر ترکیبی از سرکوب و نمایش گشایش است؛ ممنوعیتهای سختگیرانه با بازنمایی گزینشی و احساسی از هنرمندان محبوب همراه میشود تا شکاف دولت و ملت پنهان و مشروعیت سیاسی بازتولید شود.
با آن که چندین سال از زمان ساخت «قاتل و وحشی» میگذرد، این فیلم کماکان در داخل ایران توقیف است و حتی با آن که قرار بود تنها یک نمایش برای اهالی سینما و منتقدان در بخش جنبی جشنواره فیلم فجر سال گذشته داشته باشد، اما باز در آخرین لحظات از نمایش فیلم جلوگیری شد.
هانا آرنت، فیلسوف و تاریخنگار سیاسی، میگوید: «در نظامهای دیکتاتوری، همه چیز تا ۱۵ دقیقه قبل از سقوط عادی بهنظر میرسد.»

«ما نتوانستیم برق بعضی مناطق حساس را از مسکونیها جدا کنیم؛ بنابراین آن مناطق قطع نمیشوند. ولی قول میدهیم سال آینده برق همه را عادلانه قطع کنیم.»

جمهوریاسلامی و اسرائیل، هر دو خود را برای جنگ بعدی آماده میکنند.

جنگ ۱۲ روزه، تبدیل به صفکشی نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی در تایید یا مخالفت با جنگ شد. شاهزاده رضا پهلوی از شاخصترین چهرههایی بود که این جنگ را نه جنگ مردم که جنگ جمهوری اسلامی خواند و در دوران جنگ برای بازگشت به ایران و بهعهدهگرفتن دولت گذار ابراز آمادگی کرد.

گاهی هیچچیز برای بقای یک حکومت، مهمتر از وجود یک دشمن نیست. واقعی باشد یا خیالی، مهم نیست. کافیست مردم بترسند. کافیست تصور کنند تهدیدی در راه است. همین برای سرکوب، فریب و حفظ قدرت کافیست.

در بحث سرنگونی جمهوری اسلامی بهدست مردم، معمولاً دو استدلال نادرست یا مغالطهآمیز مطرح میشود؛ استدلالهایی که عمدتا از سوی طرفداران حکومت مطرح میشوند و در عمل به بقای جمهوری اسلامی کمک میکنند. این دو استدلال چه هستند؟

روزنامه جروزالم پست اخیراً گزارشی منتشر کرده که به نظر میرسد نهتنها یک روایت تاریخی از تصمیم موساد در سال ۱۳۵۷ است، بلکه میتواند حامل پیامی برای تصمیمگیران امروز اسرائیل هم باشد.

فیلم سینمایی پیرپسر، ساخته اکتای براهنی، روایتی خفه و پرتنش از خانهای است که در آن قدرت، خشونت و سکوت، دست به دست هم دادهاند.

شهرام شبپره، ستاره پاپ ایران، در گفتوگویی احساسی با علی ضیا در سال ۱۴۰۴ از آرزوی خود برای بازگشت به ایران سخن گفت. سالها پس از انقلاب ۵۷، خوانندگان و هنرمندانی چون حبیب، معین، اندی و بازیگرانی سرشناس دعوت به بازگشت شدند اما جز شماری معدود، محدودیتها مانع برگشتشان به ایران شد.

سالهاست که جمهوری اسلامی، ایرانیان مقیم خارج از کشور را با القابی چون «فریبخورده»، «وابسته» یا حتی «جاسوس» معرفی کرده است.

در واکنش به تحقیر ملی، بخشی از جامعه واکنشی دفاعی و جبرانی نشان داده است؛ واکنشی که با تحقیر مهاجران افغانستانی و بازتولید گفتمانهای برتریجویانه همراه بوده است.

یک سال از آغاز ریاستجمهوری مسعود پزشکیان گذشت؛ دورهای که نهتنها در تحقق وعدههای انتخاباتی ناکام بود، بلکه در سه عرصهی کلیدی سیاست خارجی، پاسخگویی به مطالبات مردم و حل بحرانهای اقتصادی عملاً شکستخورده از آب درآمد.

قتلهای زنجیرهای همیشه موضوعی ممنوعه تلقی شده که فیلمسازان، نویسندگان و روزنامهنگاران داخل ایران اجازه پرداختن به آن را ندارند، حالا اما فیلمسازی در خارج از کشور در فیلمی به نام «ژرفنای شب» تصویری از این قتلهای هولناک ارائه میدهد.

عبارت «حق مسلم ماست» روزگاری نماد سیاست هستهای جمهوری اسلامی و ادعای ایستادگی در برابر غرب بود؛ شعاری که در دهه گذشته از تریبونهای رسمی تا دیوارهای شهر طنینانداز میشد. حالا اما با صدایی دیگر بازگشته، نه از زبان حکومت، بلکه از دل خیابانهای خمام، سبزوار و خشکبیجار.

در سریال «تاسیان» به کارگردانی تینا پاکروان، مامور ساواک نه بازجوی خشن است و نه عامل سرکوب. او مردی است با نگاهی اندوهگین و دلبستگیای ناتمام.

یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در سخنانی تهدیدآمیز خطاب به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داد که در صورت تداوم تهدیدات جمهوری اسلامی، دستهای اسرائیل، حتی به شخص او هم خواهد رسید.

در برههای که جمهوری اسلامی با چالشهای انباشتهای از درون و بیرون مواجه است، تصویب لایحهای با عنوان «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را نمیتوان اقدامی منفصل از زمینهی سیاسی-اجتماعی فعلی تلقی کرد.

کمتر روزی است که به صفحه رسانههای مختلف نگاهی بیاندازیم و خبری از اعدام جلوی چشممان نیاید. دهههاست که نام ایران با واژه «اعدام» گره خورده و کارنامه جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و بینالمللی با انباشتی از پروندههای حقوق بشری هر روز سیاهتر از روز قبل شده است.

زمزمههایی شنیده میشود مبنی بر اینکه اگر به جمهوری اسلامی اجازه بقا داده شود، حاضر است امتیازاتی بدهد.